برند بین‌المللی پوشاک Primark با همکاری شرکت فناوری Kallikor به سراغ استفاده از «دوقلوی دیجیتال» در مراکز توزیع خود رفته است؛ فناوری‌ای که امکان شبیه‌سازی چیدمان انبار، جابه‌جایی کالا، ظرفیت عملیاتی و نیاز نیروی انسانی را پیش از اجرای تغییرات واقعی فراهم می‌کند. این همکاری نشان‌دهنده حرکت به سمت الگویی از مدیریت زنجیره تأمین است که در آن تصمیم‌های پرهزینه عملیاتی، پیش از اجرا در محیطی مجازی ارزیابی می‌شوند.

بر اساس اطلاعیه رسمی Kallikor در ۲۲ اکتبر ۲۰۲۶، Primark این همکاری را با هدف تقویت توان تصمیم‌گیری در زنجیره تأمین و کاهش عدم‌قطعیت در سرمایه‌گذاری‌های عملیاتی آغاز کرده است. در مرحله نخست، مدل‌های دیجیتال از مراکز توزیع این خرده‌فروش ساخته می‌شود تا مدیران بتوانند سناریوهای مختلف را بر اساس داده‌های واقعی عملیات بررسی و پیامدهای احتمالی هر تصمیم را پیش‌بینی کنند.

این اقدام در شرایطی صورت می‌گیرد که Primark با بیش از ۵۰۰ فروشگاه در ۱۹ کشور فعالیت دارد و توسعه بین‌المللی شبکه فروش آن، نیازمند هماهنگی بیشتر میان مراکز توزیع، ظرفیت لجستیکی و تقاضای فروشگاه‌هاست

 

 

دوقلوی دیجیتال چگونه مدیریت انبار را تغییر می‌دهد؟

دوقلوی دیجیتال یا Digital Twin، مدلی مجازی از یک سیستم، دارایی یا فرایند واقعی است که با استفاده از داده‌های عملیاتی، امکان بررسی رفتار آن سیستم را در شرایط مختلف فراهم می‌کند. در مدیریت انبار، این فناوری می‌تواند جریان ورود و خروج کالا، مسیرهای برداشت سفارش، چیدمان تجهیزات، ظرفیت پردازش و محدودیت‌های نیروی انسانی را شبیه‌سازی کند.

تفاوت اصلی این رویکرد با شیوه‌های متداول برنامه‌ریزی در آن است که مدیران به‌جای اتکا به برآوردهای کلی یا اجرای آزمایشی تغییرات در محیط واقعی، می‌توانند گزینه‌های مختلف را در یک مدل شبیه‌سازی‌شده مقایسه کنند.

برای مثال، تغییر محل نگهداری گروهی از محصولات ممکن است زمان برداشت کالا را کاهش دهد، اما هم‌زمان تراکم حرکت تجهیزات یا کارکنان را در بخش دیگری از انبار افزایش دهد. همچنین افزایش ظرفیت پردازش یک مرکز توزیع لزوماً به معنای بهبود عملکرد کل شبکه نیست؛ زیرا ممکن است محدودیت‌های حمل‌ونقل یا ظرفیت دریافت کالا در فروشگاه‌ها مانع بهره‌برداری کامل از آن شود.

در پروژه Primark، مدل‌های دیجیتال با استفاده از داده‌های عملیاتی خود شرکت ساخته می‌شوند تا وضعیت واقعی جریان کالا و محدودیت‌های موجود در تصمیم‌گیری لحاظ شود. این ویژگی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا اعتبار نتایج شبیه‌سازی به میزان انطباق مدل با شرایط واقعی عملیات وابسته است.

162-PRIMARK-2

از چیدمان انبار تا تصمیم‌های سرمایه‌گذاری

همکاری Primark و Kallikor صرفاً به طراحی مجدد فضای انبار محدود نیست. براساس برنامه اعلام‌شده، این فناوری قرار است امکان مقایسه سناریوها را از نظر هزینه، ظرفیت، سطح خدمات و ریسک عملیاتی فراهم کند.

در این چارچوب، تغییر مسیر برداشت کالا، اصلاح جریان جابه‌جایی محصولات، بازنگری در تعداد کارکنان موردنیاز و بررسی تأثیر نوسانات حجم پردازش کالا از جمله موضوعاتی هستند که می‌توانند پیش از اجرا مورد ارزیابی قرار گیرند.

Adam Hoccom، مدیر زنجیره تأمین Primark، در توضیح اهمیت این همکاری تأکید کرده است که هم‌زمان با توسعه فعالیت شرکت در بازارهای مختلف، طراحی زنجیره تأمینی که بتواند از این رشد پشتیبانی کند، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. به گفته او، همکاری با Kallikor این امکان را فراهم می‌سازد که تغییرات مربوط به چیدمان، جریان عملیات و حتی ساختار گسترده‌تر شبکه توزیع، پیش از اختصاص سرمایه بررسی و مقایسه شوند.

 

اهمیت اقتصادی چنین رویکردی زمانی آشکار می‌شود که هزینه اصلاح یک تصمیم پس از اجرا با هزینه بررسی آن پیش از سرمایه‌گذاری مقایسه شود. خرید تجهیزات نامتناسب، انتخاب چیدمان غیربهینه یا افزایش ظرفیت در بخشی که گلوگاه اصلی عملیات نیست، می‌تواند هزینه‌های قابل‌توجهی به شبکه تحمیل کند.

شبیه‌سازی این امکان را فراهم می‌کند که بخشی از این ریسک‌ها زودتر شناسایی شوند. البته پیش‌بینی بهتر به معنای حذف کامل ریسک نیست و کیفیت داده‌ها، اعتبار مدل و تغییر شرایط واقعی همچنان بر نتایج تأثیر می‌گذارند.

162-PRIMARK-1

هوش مصنوعی در خدمت تصمیم‌گیری، نه صرفاً اجرای عملیات

یکی از جنبه‌های مهم این همکاری، استفاده از هوش مصنوعی برای بررسی و مقایسه سناریوهای عملیاتی است. در این مدل، هوش مصنوعی به مدیران کمک می‌کند گزینه‌های مختلف را بررسی کنند و پیامدهای احتمالی هر گزینه را از نظر هزینه، ظرفیت، کیفیت خدمات و ریسک بسنجند.

این کاربرد با بسیاری از نمونه‌های رایج اتوماسیون انبار تفاوت دارد. در اتوماسیون، تمرکز معمولاً بر اجرای سریع‌تر یا دقیق‌تر عملیات، از طریق تجهیزات و سامانه‌های خودکار است؛ اما در مدل موردنظر Primark، فناوری در مرحله پیش از اجرا و در فرایند انتخاب راهکار مناسب به کار گرفته می‌شود.

برای یک خرده‌فروش بزرگ، این تفاوت اهمیت راهبردی دارد. سرمایه‌گذاری روی ربات‌های انبار، سیستم‌های جابه‌جایی خودکار یا توسعه ساختمان‌های لجستیکی زمانی اثربخشی بیشتری خواهد داشت که پیش از اجرا، تناسب آن با ساختار شبکه، حجم کالا و الگوی تقاضای فروشگاه‌ها بررسی شده باشد.

Kallikor همچنین اعلام کرده است که مدل‌های توسعه‌یافته برای Primark قابلیت استفاده مجدد خواهند داشت. به این معنا که شرکت می‌تواند به‌جای آغاز یک مطالعه مستقل برای هر تصمیم جدید، مدل موجود را با داده‌ها و شرایط تازه به‌روزرسانی کرده و سناریوهای بعدی را در همان محیط بررسی کند.

در مراحل بعدی نیز امکان استفاده از این زیرساخت برای ارزیابی مسیرهای اتوماسیون، تغییر طراحی شبکه توزیع، سرمایه‌گذاری‌های جدید و سناریوهای رشد پیش‌بینی شده است.

 

 

 

ارتباط این سرمایه‌گذاری با توسعه فروش آنلاین Primark

همکاری جدید Primark در شرایطی اعلام شده که این برند در حال توسعه زیرساخت لجستیکی خود برای ورود به مرحله تازه‌ای از فروش است.

به گزارش Retail Gazette در ۲۳ اکتبر ۲۰۲۶، Primark پس از سال‌ها تمرکز بر فروشگاه‌های فیزیکی، برنامه ورود به تحویل سفارش درب منزل در بریتانیای کبیر را اعلام کرده است. این شرکت همچنین یک مرکز پردازش سفارش با سطح بالای اتوماسیون در Sheffield خریداری کرده تا از توسعه قابلیت‌های توزیع و فعالیت‌های دیجیتال خود پشتیبانی کند.

ورود به تحویل خانگی می‌تواند پیچیدگی تازه‌ای به زنجیره تأمین یک خرده‌فروش پوشاک اضافه کند. شبکه‌ای که عمدتاً برای تأمین کالا در حجم بالا و ارسال به فروشگاه‌ها طراحی شده، در صورت گسترش سفارش‌های مستقیم مصرف‌کننده باید الزامات متفاوتی را نیز مدیریت کند؛ از پردازش سفارش‌های کوچک‌تر و متنوع‌تر گرفته تا دقت در آماده‌سازی سفارش و هماهنگی با شبکه توزیع نهایی.

از این منظر، استفاده از دوقلوی دیجیتال می‌تواند به ابزاری برای ارزیابی آمادگی زیرساخت‌ها و بررسی پیامدهای تغییر مدل عملیاتی تبدیل شود. با این حال، Primark هنوز اعلام نکرده که مدل‌های دیجیتال جدید به‌طور مشخص چه نقشی در عملیات تحویل خانگی خواهند داشت.

 

 

چرا این مدل برای خرده‌فروشی ایران اهمیت دارد؟

اهمیت این خبر برای صنعت خرده‌فروشی ایران، بیش از آنکه به نام Primark یا فناوری جدید مربوط باشد، به رویکرد متفاوت آن در تصمیم‌گیری سرمایه‌ای بازمی‌گردد.

فروشگاه‌های زنجیره‌ای، برندهای پوشاک دارای شبکه شعب و شرکت‌های توزیع در ایران نیز با تصمیم‌هایی روبه‌رو هستند که پیامدهای مالی و عملیاتی بلندمدت دارند. توسعه یک مرکز توزیع، جابه‌جایی انبار مرکزی، خرید تجهیزات مکانیزه یا افزایش ظرفیت آماده‌سازی سفارش، از جمله اقداماتی هستند که اجرای نامناسب آن‌ها می‌تواند بهره‌وری کل شبکه را تحت تأثیر قرار دهد.

در چنین شرایطی، شبیه‌سازی عملیاتی می‌تواند پیش از تخصیص سرمایه، پاسخ دقیق‌تری به پرسش‌های مدیریتی ارائه دهد: آیا افزایش مساحت انبار واقعاً ضروری است یا اصلاح چیدمان می‌تواند ظرفیت موجود را آزاد کند؟ آیا خرید تجهیزات خودکار به کاهش هزینه تمام‌شده عملیات منجر می‌شود؟ آیا تغییر محل مرکز توزیع، با درنظرگرفتن هزینه حمل‌ونقل و زمان تأمین کالا، از نظر اقتصادی توجیه دارد؟

این پرسش‌ها به‌ویژه برای شرکت‌هایی اهمیت دارند که هم‌زمان در حال توسعه شبکه شعب و مدیریت محدودیت‌های سرمایه‌گذاری هستند.

البته بهره‌گیری از دوقلوی دیجیتال الزاماً به معنای خرید فوری یک سامانه پیشرفته مبتنی بر هوش مصنوعی نیست. پیش‌نیاز اساسی چنین رویکردی، دسترسی به داده‌های دقیق و یکپارچه درباره موجودی، سفارش‌ها، جریان کالا، زمان انجام فعالیت‌ها، ظرفیت تجهیزات و عملکرد نیروی انسانی است.

در مجموعه‌هایی که داده‌های عملیاتی به‌صورت پراکنده یا غیرساختاریافته ثبت می‌شوند، حتی پیشرفته‌ترین ابزارهای شبیه‌سازی نیز ممکن است نتایج قابل اتکایی ارائه نکنند. بنابراین، استقرار نظام مناسب جمع‌آوری داده، شناخت گلوگاه‌های عملیاتی و استفاده از مدل‌های شبیه‌سازی متناسب با مقیاس کسب‌وکار، می‌تواند نقطه آغاز واقع‌بینانه‌تری برای شرکت‌های ایرانی باشد.

 

 

آیا سرمایه‌گذاری Primark به صرفه‌جویی منجر شده است؟

با وجود ظرفیت‌های اعلام‌شده، باید میان اهداف این همکاری و نتایج تحقق‌یافته آن تمایز قائل شد.

تا زمان انتشار این گزارش، Primark و Kallikor رقم مشخصی درباره میزان سرمایه‌گذاری، کاهش واقعی هزینه‌ها، افزایش بهره‌وری یا صرفه‌جویی حاصل از اجرای این پروژه اعلام نکرده‌اند. همچنین جدول زمانی مشخصی برای تکمیل مدل‌ها و اجرای تغییرات عملیاتی در مراکز توزیع منتشر نشده است.

 

بنابراین، در شرایط فعلی نمی‌توان درباره بازگشت سرمایه یا میزان موفقیت اقتصادی پروژه قضاوت قطعی کرد. ارزش خبری این همکاری در مرحله کنونی، بیشتر به تغییر شیوه ارزیابی تصمیم‌های سرمایه‌ای و استفاده از داده‌های واقعی برای مقایسه سناریوهای پیش از اجرا مربوط می‌شود.

 

 

آینده مدیریت انبار؛ سرمایه‌گذاری پس از شبیه‌سازی

همکاری Primark و Kallikor نمونه‌ای از گسترش کاربرد هوش مصنوعی و دوقلوی دیجیتال در لایه‌های مدیریتی صنعت خرده‌فروشی است. فناوری در این الگو تنها برای افزایش سرعت اجرای عملیات به کار نمی‌رود، بلکه به مدیران امکان می‌دهد درباره ضرورت، هزینه و پیامدهای تغییرات نیز تصمیم‌های مبتنی بر داده بگیرند.

برای خرده‌فروشان، مزیت بالقوه این رویکرد در انتخاب دقیق‌تر سرمایه‌گذاری‌هاست؛ به‌خصوص در زنجیره تأمین که یک تصمیم محلی ممکن است بر عملکرد چندین انبار، مسیر حمل‌ونقل و فروشگاه تأثیر بگذارد.

تجربه Primark هنوز در ابتدای مسیر قرار دارد و نتایج عملی آن مشخص نیست، اما مسئله‌ای که مطرح می‌کند برای شرکت‌های ایرانی نیز اهمیت دارد: آیا پیش از سرمایه‌گذاری برای توسعه انبار، افزایش تجهیزات یا تغییر ساختار توزیع، از ظرفیت واقعی زیرساخت‌های موجود و پیامدهای تصمیم جدید شناخت کافی وجود دارد؟

در شرایطی که هزینه سرمایه‌گذاری و پیچیدگی عملیات خرده‌فروشی افزایش یافته، توانایی آزمودن سناریوهای مختلف پیش از اجرا می‌تواند به یکی از قابلیت‌های مهم مدیریت زنجیره تأمین تبدیل شود.